Worries of an Architect. interview with Hossein Amanat

azadi2

نگرانی‌های یک معمار!

گفت‌وگو با مهندس حسین امانت

آرش غلامعلی طهرانی

کارشناس ارشد معماری

به بهانۀ اختصاص این صفحه از روزنامه به دروازۀ ایران، برج آزادی، که به بهانۀ سالگرد افتتاح آن صورت پذیرفته است؛ از من خواسته شد تا در صورت موفقیت به برقراری تماس با معمار و خالق برج آزادی، از وی خواهش کنم در صورت تمایل، یادداشتی را نگارش نموده و از این طریق با خوانندگان روزنامه سخن بگوید. حسین امانت، معمار نام‌آشنای برج آزادی، ساختمان سازمان میراث فرهنگی، دانشگاه صنعتی شریف و …؛ پذیرای این گفت‌وگو است، و با بزرگ‌منشی و متانت خاص خود، وقت‌اش را در اختیار این مکالمه قرار می‌دهد.

 اما او چه چیزی باید برای خوانندگان روزنامه بنویسد؟ برای یک آرتیست، یک آرشیتکت، یک نویسنده و یا خواننده، و به طور کلی کسی که اثری در مقیاس یک کالبد اجتماعی خلق می‌کند؛ دیده‌شدن و برقراری ارتباط با مخاطب، می‌تواند خوش‌آیند بوده، حال آنکه مقبولیت آن اثر در مرحلۀ بالاتری از این ارتباط هنری-اجتماعی قرار دارد. برج آزادی بنایی است که در طی چهار دهۀ اخیر ایران، در تمامی مناسبات تاریخی، سیاسی و اجتماعی با مردم ایران در ارتباط تنگاتنگ بوده است، چنان‌که نام خود را از زبان همین مردم در تجمعات خیابانی می‌یابد، و از این طریق حضور خود را در میان مردم و خاطراتشان را نشانگر می‌شود. حال آنکه این بنا، در جامعۀ آکادمیک و بدنۀ متخصصین معماری ایران نیز، به لحاظ بهره‌مندی از خلاقیت‌های منحصر به فرد و پیشروی طراحی معماری، و ساخت، از جایگاه ویژه و قابل تقدیری برخوردار است. بنابر این، معمار این بنا می‌تواند با غرور، به مقبولیت اثرش بالیده و پای خود را از دغدغه‌های گوناگون بیرون بکشد و نظاره‌گر این شهرت و محبوبیت باشد. اما ایا این کافی است؟ و آیا وی چمانش را به امروز بسته و دیدی به تصویر یک خوشیِ منجمد گشوده است؟

معمار مجموعه برج آزادی، در گفت‌گوی کوتاه صورت گرفته، همراه با گشاده‌رویی وتواضع، و با توجه به اینکه پیش‌تر در خصوص معماری و ویژگی‌های برج توسط او و نویسندگان دیگر سخن‌هایی ارائه شده است؛ تنها مسئلۀ مهمی که می‌تواند این روزها برای بیان در نزد خود بیابد را، نگرانی از آسیب‌های وارد شده به برج در اثر عوامل طبیعی و انسانی دانسته، و خود را نگران وضعیت نگهداری و تعمیر برج می‌داند.

وی بیان می‌دارد که در جریان صدمات وارد شده به برج و موزه‌های آن بوده و سعی می‌کند خبرهای مربوط به آن را دنبال کند. حسین امانت، پس از اینکه می‌پرسد آیا برای رفع آسیب‌های بنا اقدامات جدیدی صورت گرفته و یا خیر؛ در جمله‌ای صمیمانه و با ابراز امید می‌خواهد تا از سوی او، از مسئولین خواهش کنیم تا نسبت به جلوگیری از آسیب‌های برج، اقداماتی را صورت داده و از آن نگهداری کنند؛ چراکه همان‌طور می‌دانیم، تعمیر پس از تخریب بی‌فایده بوده و می‌بایست از آنچه در اختیار داریم پاسداری نماییم. وی در ادامه با اشاره به اینکه هر بنایی با گذشت زمان از ساختش نیاز به نگهداری دارد، بیان می‌کند که این بنا با توجه به جایگاه‌اش در میان مردم و همین‌طور مدت ساختش، نیازمند کنترل‌های مستمر و دقیق است.

گفتنی است، بنای برج آزادی، همچون هر بنای شاخص دیگری در دوران حیاتش، دچار آسیب‌هایی بوده است، که با توجه به اینکه این بنا از ویژگی‌هایی در ساخت برخوردار است، شاید این آسیب‌ها اثر عمیق‌تری در این بنا گذارده‌اند. اما مسئلۀ اساسی این است که در سال‌های اخیر با وجود تمام اقدامات صورت گرفته برای تعمیر و نگهداری از این بنا، نه تنها مشکلات برج کمتر نشده، بلکه با سرعت تعجب برانگیزی بیشتر نیز شده است. این صدمات با باران مصنوعی اسیدی دهه‌های پیش شروع شده، در خلال آلودگی هوای منطقه، عوامل طبیعی و فرسایش، گسترش پیدا کرده و امروزه با مرمت‌ها و تعمیرات اشتباه، به مرحلۀ بحران رسیده است.

حسین امانت، پیش‌تر بهترین شخصی که می‌توانست در مورد این اصلاحات و درستی آن مشاوره بدهد را، مهندس فروغی، ناظر پروژۀ ساخت برج می‌داند، چرا که ساخت برج با تکنیک‌ها و ملاحضات منحصر‌به‌فردی انجام شده است، که اقدامات می‌بایست با اشراف به این نکات صورت پذیرد. او در مثالی بیان می‌دارد: بندکشی سنگ‌های به کار رفته در نمای برج (که به تعداد 2500 عدد و در سایزها و ضخامت‌های گوناگون ساخته و نصب شده‌اند)، از نوعی ماستیک مخصوص بوده است، که این ماستیک با آهک واکنش نشان می‌دهد؛ و از این رو بندکشی‌های سیمانی صورت گرفته در چندسال اخیر، نه تنها از نفوذ آب جلوگیری نکرده است، بلکه باعث آسیب دیدن بیشتر این بندکشی شده؛ و امروز مشاهده می‌کنیم آب در بسیاری از قسمت‌های بنا نفوذ کرده و وضعیت نگران کننده‌ای را رقم زده است. همچنین بندکشی سیمانی، در طی زمان باعث ایجاد ترک‌هایی در این سنگ‌ها به دلیل انقباض و انبساط شده است.

همچنین پس از شست‌وشوی برج، با تکنیک‌های گوناگون، شاهد صدماتی به بدنه برج، و خصوصاً کاشی‌های زیبای آن هستیم. پس از گذشت مدتی از بازسازی محوطه میدان و عایقکاری قسمت‌های سبز نیز، نفوذ آب در دیواره‌های بخش موزه را می‌توان مشاهده نمود. البته این اتفاقات به چند نمونۀ ذکر شده ختم نمی‌شود! به هر ترتیب، با ستایش از شهرداری تهران و تمامی ارگان‌ها و اشخاصی که با نیک‌اندیشی، سعی در بهبود وضعیت برج و جلوگیری از فرسایش آن را داشته و دارند؛ امید است که این اقدامات در زمان‌های مناسب و با شیوه‌های تخصصی، و حساب شده تری انجام پذیرد. این نگرانی یک معمار است، که نه تنها آن را می‌توان در ذهن خالق اثر یافت؛ بلکه شاید بهتر باشد این نگرانی را، نگرانیِ معماران و یا هر کارشناس و متخصص و مخاطبی بدانیم که برای سلامت آثار شاخص و مهم عصر خود اهمیت قائل بوده، و حیات این آثار را به دقت نظاره می‌کند.